تبليغاتX
کلبه متروکه
برای بهترین دوستم فردین
سلام

چه زود يكسال گذشت...

يكسال ديگه هم ميگذره

فقط به يه چيز نزديك ميشيم

مرگ...

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم مرداد 1389ساعت 1:53  توسط ایرج  | 

سلام



+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم تیر 1388ساعت 13:25  توسط ایرج  | 



هر جا باشی بخدا میسپارم

فکر من نباش دیگه اخر راهم

توی لحظه های من وقتی که تنهام

من و غصه حرفا داریم اخه با هم

منتی بر تو ندارم

چون که این نیاز من بود

واسه با تو بودن من

اخرین تلاش من بود


شده از خودت بپرسی

که به من چی میگذره

حسی دارم توی قلبم تو رو فریاد میزنه

این روزا زمزمه عاشقی رو گوشم زیاد میشنوه

وقتی محتاج محبتی
 
کسی یادی ازت نمیبره

یادته

اخرین جمله که گفتم

از خدا میخواستم خوشبخت شی

منو از سرت بدر کن لااقل تو زندگی تو یکی خوشبخت بشه

یادته
+ نوشته شده در  جمعه پنجم تیر 1388ساعت 3:12  توسط ایرج  | 


سلام


بلاخره قسمت شد دوباره ایرج بیاد این وب


بلاخره قسمت شد بازم بیاد این وب تا بخواد این وب رو اپ کنه


راستش رفتند مشهد و برگشتند با فردین


هم ایرج هم فردین


نمیدونم ادم شدن یا نه ولی خدا کنه که بشن


شما هم دعا کنید که ادم بشن


راستش ایرج وقتی وارد صحن امام رضا شد اولین دعایی که کرد


دعا برای خوشبختی هدیه بود


امیدوارم که هرگز نت نیای که این نوشته ها رو ببینی


امیدوارم همیشه شاد باشی و شاد زندگی کنی


شاید اولش سخت باشه


اما به مرور زمان خودش تبدیل به بهترین زندگی میشه


بازم ایرج همین جا از خدا میخواد که هدیه خوشبخت بشه


موفق باشید


و با یک خداحافظی دیگه خارج میشوم


خداحافظ


+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 23:2  توسط ایرج  | 

سلام

دوباره مینویسم در این وب

اما عجیب نیست هیچ کس به ابن وب حتی گذری هم سر نمیزنه

البته منم همینو میخوام

خوب بریم شروع کنیم

یادت هدیه خانوم گفتن به خاطر خودتونه میگم برین

شاید هیچوقت نیاین به این وب

اما من حرف هامو در این جا مینویسم

گفتم بهتره بری تا بیش از این ناراحت نشی

در اینده خیلی اتفاقات میفته

بهتره قبل از افتادن اتفاقی ولطمه دیدن کامل بری

بخدا همش به نفع خودته

شاید نفرینم کنی که تمومش نمیکنم

من همیشه با خودم عهد کردم که تا وقتی میتونم بیام اینجا و اپ کنم

هر چند خیلی وقت پیش به خودتون هم اینو گفتم که من

همیشه میام این وب

و هرگز این وب رو پاک یا فراموش نمیکنم

هر حرفی میگم روزی از روزهای خدا به دردت خواهد خورد بهتره هر طوری شده به این وب بیای و گاهگداری سری بزنی

 اقا فردین تو هم موفق باشی

بیست و یکم خرداد هم گذشت

هدیه خانوم یکسال هم گذاشت

نگذار سالهای عمرت به همین منوال سپری بشه بهتره که

درسهاتو خوب بخونی

یا حق

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم خرداد 1388ساعت 1:18  توسط ایرج  | 

سلام

۲۱ خرداد ماه هم رسید

قرار بود اولین بار این اپ رو بنویسم که نشد

اما حالا که روزش رسیده مینویسم

تولدت مبارک

در این جا حا داره از طرف ایرج و فردین به هدیه تبریک بگیم

تولدت مبارک هدیه خانوم

از طرف ایرج و فردین

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت 16:33  توسط ایرج  | 

سلام

ایرج هرگز نخواست به کسی توهین کنه

بخدا قصد ایرج کمک به هدیه بود میخواست ثابت کنه ایرج ادم خوبی نیست

ایرج لیاقت دوستی فردین رو هم نداره این رو هدیه بهتر میدونه

ایرج پست ترین ادم دنیاست اما الان تمام حرفهاش رو زده تا بتونه چشمهای

 هدیه رو به روی واقعیت باز کنه هر چند که شاید بازم بگی اشتباه کرد

کاش یا هرگز با هدیه اشنا نمیشد یا حداقل اگر اشنا شد همون مثل سابق بود

درسته ایرج در حق همه بد کرد در حق بهترین دوستش و هدیه

اما الان قصدش بخدا قط کمک کردن بود نه توهین به شخصی

هدیه خانوم نباید فراموش کنه کی بود و کی هست

هدیه همون دختر پاکی بود که زمانی به ایرج و فردین داداش میگفت

 ولی اشتباه ایرج باعث شد همه چیز بهم بریزه

ایرج و فردین همیشه ارزوی خوشبختیش رو داشتن هر چند راهش رو اشتباهی رفتن

همه تقصیرات مال ایرج بود نه کسی دیگه

اگه قرار باشه کسی نفرین بشه همون ایرجه نه فردین یا هدیه

به قول یک دوست که خدا رحمتش کنه میگفت شادی دوستام شادی منم هست

ایرج نتونست باعث شادی دوستاش بشه اما نمیخواست باعث عذابشون هم بشه

شاید دلیل اینکه ایرج عوض شد حرفهای هدیه بود اما قصد هدیه کمک کردن به خوب شدن رابطه

ایرج و خانواده اش بود که ایرج اشتباهی برداشت کرد

بلاخره تمام ادما اشتباه دارن ایرج هم یکی از اون ادما

اگه دلت خواست ایرج رو نفرین کن اما برگرد به روزهای اول ببین ایا ایرج از همون اول اونطوری بود

ایرج و فردین 24 این ماه میرن مشهد

ایرج اولین دعاییی که در مشهد میکنه دعا برای خوشبختی هدیه است

اگه از ایرج بدی دیدید حلالش کنید ایرج به هر دوتون بد کرد

دیگه واقعا الان تو حرف کم اوردم

من که چیزی برای نوشتن ندارم شاید من خیلی تند رفتم ولی برای همه بهتر بود

 

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 23:55  توسط ایرج  | 

مواظب باش هنوز بازیچه ای

این اتفاقات بر اساس سیاست های دولت نهم بوده

سیما فیلم تقدیم میکند

نقش افرینان: ایرج قادری محمد علی فردین و هدیه تهرانی

کارگردان: سرنوشت

 

ایرج و فردین دو دوست بودند که دوستیشان در میان همه خاصه عا م بود

همه از دوستی این دو نفر حرف میزدند همه به این دوستی حسادت میکردند

شبی از شبها هدیه تهرانی به سمت ایرج  رفت و به او شماره اش را داد

این دو اوایل با هم رابطه ای بسیار خوب داشتن رابطه ای که پاک و بی الایش بود

ایرج شده بود برادر هدیه و هدیه شده بود خواهر ایرج

هدیه ادم شکست خورده ای شده بود و ایرج تمام تلاشش این بود که بتواند هدیه

 را به زندگی طبیعی خود برگرداند همه چیز به خوبی پیش میرفت

 که شبی از شبها هدیه به ایرج گفت برایم خواستگار امده

که اسمش هم ایرج است ایرج گفت من که نیستم هدیه گفت

خواستگارم فردی بسیار متدین و پاکی است باز هم ایرج از این موقعیت استفاده کرد

 و گفت من نیستم ایرج نمیخواست که رابطه اش با هدیه رابطه خواهر برادری باشه

 ایرج میخواست با هدیه دوست باشه هدیه میدونست که ایرج متاهله

فردای اونشب هدیه رو به ایرج کرد و گفت من دوست دارم من عاشقم ایرج هم

 همین حرف رو به هدیه زد از اون شب دیگه رابطه ها تغییر کرد

طوری که به گفته هدیه "هدیه عاشق شده بود اونم عاشق کسی که متاهل بود

 ایرج هم از خدا خواسته میگفت منم عاشق شدم و ...

این رابطه  رفته رفته خیلی نزدیک شد طوری که دیگه برای زدن هیچ حرفی خجالتی

 در پیش نبود هر کس حرفش را به راحتی به دیگری میگفت

چند ماهی از این ماجرا گذشت که ایرج دیگه نمیخواست این رابطه ادامه داشته باشه

 بنابرین به بهترین دوستش که در جریان همه چیز هم بود گفت

ایرج به فردین گفت میخوام تو هم وارد این بازی بشی طوری که نظر هدیه

رو به سمت خودش (فردین) بکشه و ایرج کم کم از این بازی به بیرون بره

با اصرار ایرج فردین قبول کرد و شماره اش رو به هدیه داد هدیه به ایرج گفت

نمیتونم با فردین حرف بزنم اما ایرج اصرار کرد که با هاش حرف بزن و بلاخره هدیه قبول کرد

قرار بر این بود که وقتی ایرج از ماجرا کنار رفت فردین هم کنار بکشه

اما حسادت های ایرج شروع شد ایرج به بهترین دوستش هم حسودی میکرد

 به کسی که خودش پاش رو به وسط کشیده بود ایرج وقتی میدید هدیه با فردین

 حرف میزنه حسودیش میشد بنابراین به هدیه فشار اورد که فردین رو کنار بگذاره

بلاخره بعد از گذشت چند روز فردین کنار رفت اونم با میل خودش

و بازم ایرج و هدیه با هم بودن تا اینکه ایرج بی کار شد و قرار شد بره تهران

 با خانواده اش و در این حین با هدیه هم دیدار کنه اما ایرج دیگه مصمم بود

که این رابطه رو بهم بزنه وزد و چند روزی با هدیه ارتباط نداشت

 هدیه و ایرج تا به حال همدیگر رو ندیده بودند ولی هدیه با اصرار به فردین از او خواست

 تا باعث بشه ایرج برای اخرین بار با هدیه حرف بزنه

هدیه و ایرج برای اخرین بار با هم حرف زدند هدیه در مشهد بود و چنان حرف زد

 که دوباره ایرج قرار ملاقات رو گذاشت در تاریخ 29 اردیبهشت ماه

روزها گذشت تا اینکه ایرج به همراه خانواده اش به تهران رفتند

 و فردای ان روز با هدیه دیدار کردند هدیه و ایرج دو روز با هم بودند

 که در روز دوم توسط نیروی امنیتی پارک گرفته شدند با التماسهای ایرج و هدیه

 مامور به انها گفت فقط سریع پارک از پارک خارج بشید و ان دو از پارک خارج شدند

 و برای اخرین بار از هم خداحافظی کردند و رفتند

اما ماجرا تمام نشد چون فردین هم این وسط به دور از چشم

 دوستش ایرج زیر ابی رفته بود و با هدیه دوست شده بود طوری که باعث شده بود

 ایرج از چشم هدیه کاما بیفته و هدیه اینبار عاشق فردین شده بود

 در مورد فردین چیزی در فیلم اشاره نمیشود شاید فردین خوشش نیائ

اما  فردین و هدیه سه روز با هم قرار گذاشتند و با هم دیدار کردند

 ایرج مات و مبهوت شده بود چون بعد از گرفتن ایرج و هدیه با هم در پارک هدیه قسم میخورد

 که دیگه جرات ندارم به این پارک بیام اما دقیقا هشت روز بعد با فردین

 در پارک قرار گذاشته بود واقعا عجب جراتی داشت این هدیه در این فیلم

حالا بماند که هدیه چطور به همین زودی عشق اولش رو البته به قول خودش رها کرد

 و سریع عاشق فردین بشه بماند که در این فیلم نتوانستیم به این راز پی ببریم

هدیه فیلم ما عاشق فردین شده بود اما یک سوال ایا فردین میتونه با کسی ازدواج کنه

 که قبلا با بهترین دوستش دوست بود ؟

جواب این سوال شاید در فیلم جدیدی داده بشه

اما در این جا جا داره من هم نظری بدم

به نظر من هدیه و فردین نمیتونن با هم باشن چون اولا احتمال داره با پیدا شدن

 کسی دیگه فردین هم مثل ایرج از این وسط خط بخوره

اما این وسط به نظرم نه فردین میبازه نه ایرج باخت ایرج که خانواده داره و میره پی کارش

فردین هم که به اصرار خانواده اش میخواد در اخر فیلم بره خواستگاری

این وسط کسی که ضرر میکنه کسی نیست جز هدیه

از همین جا از هدیه و فردین معذرت میخوام هر چند هنوز فردین و ایرج با هم دوست هستند

چون ایرج میتونه فکر کنه همون نقشه ای که اول کشیده بود درست شد و فردین جاش رو گرفت

 اما این وسط تکلیف هدیه چیه

میتونم چند تا نصیحت بکنم

1-هرگز به هیچ پسری اعتماد نکنید چون همه ما مثل هم هستیم

ایرج و فردین هم خودشون میدونن خیلی عوضی هستند اما جرات بیانش رو ندارن

اما من که اینجا میتونم بگم

2-چت باعث میشه ادمهایی مثل ایرج و فردین پیدا بشن هر چند این دو نخواستن

 باعث بی ابرویی هدیه بشن ولی ادمهایی هستند که این کار رو میکنن و از هر

 نقطه ضعفی برای ضربه زدن به طرف مقابل استفاده میکنن شاید هدیه خیلی

 نقطه ضعف از خودش برای این دو بجا گذاشته اما این دو ضربه نمیزنن

3- شاید ایرج و فردین پشت سر هم حرفهایی بزنن ولی هر دو یقین دارن

صد تا دختر مثل هدیه نمیتونن میانشون فاصله بندازن

4-هدیه خانم داستان ما بهتره بخاطر خوشبختی خودت هم شده بری

بخدا این حرفم از تمام حرفهایی که تو عمرم زده ام برات مفیدتره بهتره بری چون

بعدها چیزهایی رو میفهمی که برات خیلی زجر اورتر خواهد بود

اگه ایرج تونست بازیت بده یا تو تونستی ایرج رو بازی بدی بهت ثابت میشه

 هنوز بازیچه ایرج هستی

میتونی نفرین کنی اصلا نمیترسم ولی بهتره بیشتر از این بازیچه نشی

فردین تو هم بهتره دوباره از نو اغاز کنی بهتره بشی دوست تختی تا ایرج

بهتره تو هم از بازیچه شدن رها بشی

در مورد ایرج هم همین کافیه که بگم خاک تو سرت تو خانواده داشتی

مرسی که منو رها کردید

در پناه حق تا بعد

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 16:36  توسط ایرج  | 

سلام

از اخر شروع کنم بهتره

ازتون سوالی دارم

یک ادم میتونه همزمان عاشق دو یا سه نفر باشه؟

فکر نکنم

نترس من شماره ات رو نذاشتم تو وب

اهای کسی که فکر میکنه من از شماره خونش سو استفاده میکنم

اشتباه میکنی به من چه اصلا به من مربوط نمیشه

درسته من ادم کثیفی هستم اما اینقدر ها که فکرش رو میکنید پست نیستم

شاید بتونم با این شماره ابروی خودش رو پیش خانواده اش ببرم اما اینقدر بدبخت نشدم که

بخوام با ابروی کسی بازی کنم

امیدوارم که خوشبخت بشی و امیدوارم که در کنار هم بتونید شاد باشید

البته در کنار همسر اینده ات

در پناه حق

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت 16:50  توسط ایرج  | 

جاده ی عشق قرارمونه!!!

 

وقت قراره

دل بی قراره

چشام واسه ديدنه تو در انتظاره

                                                         ساعت ديوار

                                                         تند ميره انگار

                                                        خبر اوردن نميای براي ديدار

ديشب هر چی به تو گفتم              بچگی بود پشيمونم

تو ببخش منو عزيزم                         تو ببخش زخم زبونم

جاده ی عشق قرارمونه                 تو اين غروب عاشقونه

بيا ببين دارم ميمرم                         دارم ميشم بی تو ديوونه

 

ساعته شيشه

نه نه ساعته هفته

قراره ما ساعت پنج بود توی هفته

ميگن نمی خوای منو ببینی             مثل قديما ربروم تو پارک بشينی

به خدا وقتی که ديشب

با  تو دردل می کردم

نمی دونستم که داشتم

اسممو باطل می کردم

جاده ی عشق قرارمونه                 تو اين غروب عاشقونه

بيا ببين دارم ميمرم                         دارم ميشم بی تو ديوونه

تمومه ديروز

حتی پريروز

همه ی پس اندازمو

با پول کاره هر روز

رفتم مغازه يه جين خريدم

واسه ی قرارمون هزار نقشه کشيدم

اما نقشه های ديروز

همشون نقش بر اب شد

به خدا قسم که دنيا

تو غروب سرم خراب شد

 جاده ی عشق قرارمونه                 تو اين غروب عاشقونه

بيا ببين دارم ميمرم                         دارم ميشم بی تو ديوونه

 

 جاده ی عشق قرارمونه!!! 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت 1:34  توسط ایرج  |